|
شبیخون بلا مدتی است که خاک خورده با بلاگفا قهر بودم حالا با چهره ی جدید برگشتم روزی یک متن از متن هایی که این چند وقت نوشتم این جا میذارم متن اول: بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ادامه مطلب
نه ! اشتباه نکن !
توسکا پ.ن تنها کشته آن شنبه خونین ندا نبود
. . توسکا بیست و هفت خرداد نود یک بامداد
به گندم و برکت
گاهی چیز ِ زیادی لازم نیست !
یعنی کسی جز تو هست
می آیی
زنده گی را با همه ی وسعت اش می توان در چند کلمه خلاصه کرد ؛
من فردا مسافرم
چه آدم ِ شادی ام من !
چه قدر خوب است وقتی آدم کلاهی به سر می گذارد فقط برای این که از سر برش دارد و دوباره به زنده گی سلام بگوید !
چریک ِ من ؛
باشد ! قبول !
چشمان ام را می بندم ، تو آن جایی
این روز ها چه قدر خوب اند ! که من ؛ لبخندهایت را هی می چِشَم ! هی نورباران ِ نگاه ات را می خورم ! دست می کِشَم به -هی- این جا و -هی- آن جای تن ات ! این روزها من هی کاشف ام ! هی کشف ات می کنم ! توسکا پ.ن نوشته شده در اسفند88 ولی هنوز هم من کاشف ام !
|
درباره من
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبدی 1390تیر 1390 خرداد 1390 بهمن 1389 آذر 1389 مهر 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 پیوندها
زیرسیگاری(رضا محسنی)
سفرنامه |